الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
46
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
سؤال گروهى بود و آن اينكه به پيامبرش مىگويد به آنها بگو : « من از غيب و اسرار نهان آگاه نيستم زيرا اگر از اسرار نهان آگاهى داشتم منافع فراوانى را براى خودم فراهم مىساختم و هيچگونه زيانى به من نمىرسيد » ( * ( وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَما مَسَّنِيَ السُّوءُ ) * ) ( 1 ) . چون آن كس كه از تمام اسرار نهان آگاه باشد ، مىتواند آنچه را به نفع او است انتخاب كند و از آنچه ممكن است به زيان او تمام شود بپرهيزد . سپس مقام واقعى و رسالت خويش را در يك جمله كوتاه و صريح بيان كرده مىگويد : « من فقط بيم دهنده و بشارت دهنده براى افرادى كه ايمان مىآورند هستم » ( * ( إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * ) . آيا پيامبر از غيب آگاهى نداشت . ؟ پاره از كسانى كه مطالعات محدودى دارند و تنها با توجه سطحى به يك آيه بدون در نظر گرفتن آيات ديگر قرآن و حتى قرائنى كه در خود آن آيه وجود دارد داورى مىكنند ، آيه بالا را دليل بر نفى علم غيب به طور مطلق از پيامبران دانستهاند . در حالى كه آيه فوق « علم بالذات و مستقل » را از پيامبر ص نفى مىكند همانگونه كه مالكيت هر گونه سود و زيان را به طور مستقل از او نفى كرده است با اينكه شك نيست هر انسانى مالك سود و زيانهايى در باره خويش و ديگران است . بنا بر اين جمله قبل گواه روشنى است بر اينكه هدف نفى مالكيت سود و زيان يا نفى علم غيب به طور مطلق نيست بلكه هدف نفى استقلال مىباشد و به تعبير ديگر
--> ( 1 ) در حقيقت در آيه فوق جمله و لا اعلم الغيب محذوف شده و جمله بعد بر آن گواهى مىدهد .